شادى نفيسى

20

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )

موجب شده تا پاره‌اى از مباحث ، غنىتر بنمايند و برخى ديگر به اجمال مطرح شوند . در اين فصل نيز هدف ، ارزيابى ديدگاه‌ها نبوده است - اگر چه در مواردى تأملاتى عنوان شده است - بلكه كوشيده‌ايم تنها به طرح و ارائه منصفانهء ديدگاه‌هاى هر يك از مفسران بپردازيم . به رغم تعداد فراوان فيش‌هاى فراهم شده در اين فصل ، براى احتراز از اطالهء كلام كوشيده‌ايم تا طريق اختصار را بپيماييم ، گزيده بگوييم و در حد امكان مطالب را دسته‌بندى كنيم . طرحى كه براى اين فصل در نظر گرفته شده بود و فيش‌هايى كه فراهم آمده بود ، بسيار گسترده‌تر بود ؛ اما محدوديت زمانى و مجال اين تحقيق اجازه نداد تا همهء مباحث ارائه گردد . در آخر بايد به چند توضيح كلى دربارهء اين تحقيق اشاره شود . نخست آن كه مراد از عقلگرايى كه در عنوان اين تحقيق و در سطور آن مكررا از آن استفاده شده است ، به هيچ روى ، مكتب فلسفى خاصى كه به اين عنوان نام گرفته باشد ، نيست . بلكه از عقلگرايى بدانگونه كه تفسير پژوهان معاصر مراد كرده‌اند ، هرگونه تلاش عقلانى جهت همسوى سازى يافته‌هاى بشرى با معارف قرآنى و يا نقد فرآيند فهم دينى با عقلانيت مراد كرده‌ام كه به نوعى علمى نگرى به معناى اخص آن نيز وارد اين بحث خواهد بود . دوم آن كه بنابراين گذاشته شده كه هر توضيحى كه دربارهء يك آيه از قرآن آمده باشد ، تفسير ناميده شود نه آن كه لزوما همهء قرآن يا بخش عظيمى از آن مورد بحث قرار گيرد . بنابراين ، هر نوع نوشته به صورت كتاب ، مقاله و اعلاميه يا سخنرانى كه آيه يا آياتى را بررسى كنند ، تفسير خوانده مىشود . اميد است كه اين تحقيق همان گونه كه براى خود نگارنده بسيار مفيد و سودمند واقع شد ، براى علاقه‌مندان به موضوع مورد بحث نيز قابل استفاده باشد . پيش از آن كه مقدمه به پايان رسد ، بايد مراتب تشكر و سپاس فراوان خود را از جناب استاد ، حجة الاسلام محمد على مهدوى راد ابراز دارم كه بىشك ، بدون ايده‌هاى خلاق و حمايت‌هاى فكرى و راهنمايىهاى بىشائبهء ايشان ، انجام اين تحقيق ميسر نمىشد . ايشان به رغم اشتغالات فراوان علمى ، وقت بسيارى را سخاوتمندانه در اختيار اين تحقيق نهادند و در راهنمايى علمى و دست‌يابى به منابع راهگشا و كارآمد ، از هيچ گونه مساعدتى دريغ نورزيدند . و ما توفيقى الا باللّه العلىّ العظيم بهمن 1373 / رمضان 1415